سه‌شنبه ۲۶ ژانویهٔ ۲۰۱۰

فیلتر

سلام
دوستان عزیز بعه علت فیلتر شدن وبلاگم به وبلاگ جدیدم
joooya3.blogspot.com نقل مکان کردم
حضور شما باعث دلگرمی ما میشود.
22 بهمن سبز خواهیم شد.

به سوی آزادی


رضايت وجدان تنها پس از انجام وظيفه است.

ما به تو احتیاج نداریم خ.ر....

درویشی مجّرد ( یعنی* وارسته وبی نیاز به مادیات دنیوی دنیا)در گوشه ای نشسته بود.
پادشاهی بر او بگذشت درویش زآنجا که ملک قناعت است , سرخود را بلند نکرد.
!سلطان از انجا که سطّوت سلطنت است برنجید .
پادشاه بخاطر غرور سلطنتی ایکه داشت ومی بایست براو احترام گذاشته میشد رنجید.
وبر وزیر گفت:این طایفه ی خرقه پوشان امثال حیوانانند واهلیت آدمیت ندارندیعنی: این درویشان با لباس صوفی گری خود تربیت انسانی نداشته ومثل حیواناترفتار میکنند.
وزیر نزدیکش آمد وگفت:ای جوانمرد سلطان روی زمین برتو گذر کرد چرا خدمتی نکردی وشرط ادب بجا نیآوردید؟
پرچه معنی اکار اسن اما ساده تر اگر بگوئیم به درویش گفت پادشاه دنیائی ازاینجا وازکنار تو گذشته توچرا بی ادبی کرده وحتی احترام نگذاشتی؟
درویش گفت:سلطان را بگوی توقع خدمت از کسی دار که توقع نعمت ازتودارد ودیگربدان که ملوک از بهر پاس رعیت اند نه رعیت از بهر طاعت ملوک
بدین معنی که درویش جواب داده وگفت از کسی توقع احترام وخدمتگزاری داشته باش که نیازمند توست وامید گرفتن نعمتی وچیزی را ازتو دارد
ودوم اینکه این را هم بدان که این پادشاه است که درخدمتگزار وپاسدارملت است نه ملت در خدمت پادشاه !
وسعدی نیز بدنباله آن میسراید:پادشه پاسبان درویش است گرچه رامش به فرّ دولت اوست
گوسپند از برای چوپان نیست
بلکه چوپان برای خدمت او ست.
گلستان سعدی

سازش نمی کنیم؛ به رسمیت نمی شناسیم


بیانیه شماره 17 میرحسین موسوی از سوی برخی گروهها و شخصیت های سیاسی نشانه به رسمیت شناختن دولت محمود احمدی نژاد ارزیابی شد و برخی تا بدانجا پیش رفتند که سخن از سازش پشت پرده رهبران جنبش سبز با حکومت به میان آوردند.
امری که زهرا رهنورد در مصاحبه با "روز" آن رابه شدت رد و به صراحت اعلام کرد: "نه دولت احمدی نژاد را به رسمیت می شناسیم و نه سازش می کنیم بلکه صادقانه پی گیر حقوق و مطالبات مردم هستیم.
" با خانم رهنورد در شرایطی مصاحبه کرده ایم که از یک سو فشارها بر میرحسین موسوی، با بازداشت مشاوران و نزدیکان اوافزایش یافته و از سوی دیگر شایعاتی مبنی بر سازش پشت پرده و به رسمیت شناختن دولت احمدی نژاد از سوی او و سایر رهبران جنبش سبز، پخش شده است.
اما خانم رهنورد با وجود همه این فشارها و تهدیدها تصریح می کند: "سینه مان را سپر کرده ایم و آماده برای هرگونه تیر و حمله و تروری هستیم.
" مصاحبه با زهرا رهنورد، استاد دانشگاه، نویسنده و همسر میرحسین موسوی را در پی می آید.
خانم رهنورد بعد از انتشار بیانیه هفدهم آقای موسوی، برخی اینگونه برداشت کرده اند که آقای موسوی، دولت محمود احمدی نژاد را به رسمیت شناخته است.
چنین برداشتی درست است؟ برداشت شخصی من از بیانیه، این نیست، چون بندهای دیگر همین بیانیه تاکید دارد که تقلبی در کار بوده و انتخابات سالم نبوده است؛ وقتی در بیانیه بر این موضوع تاکید می شود، چگونه چنین برداشتی می شود؟
من فکر میکنم و برداشت من این است که از متن همین بیانیه به وضوح می توان فهمید که آقای موسوی، دولت برآمده از تقلب را به رسمیت نمی شناسد.
ولی اکنون شایعات زیادی درباره سازش پشت پرده آقایان موسوی و کروبی و خاتمی مطرح است و امروز نیز برخی اخبار به نقل از آقای کروبی در مورد به رسمیت شناختن دولت احمدی نژاد منتشر شده است.
برخی بیانیه آقای موسوی و سخنان امروز آقای کروبی را به سازش های پشت پرده تعبیر میکنند.
به هیچ وجه چنین چیزی نیست و سازشی در کار نیست. من در آن بیانیه نه تنها هیچ گونه سازشی نمی بینم بلکه آن بیانیه کف خواسته ها و آرمان های مردم است و حداقلی از خواسته های مردم و حکومت می تواند به راحتی این خواسته ها را عملی کند.
ولی حکومت این خواسته را نمی پذیرد یعنی تاکنون نپذیرفته؛ شما فکر میکنید به این خواسته ها تن خواهند داد؟
من نمی توانم آینده را پیش بینی کنم که چه اتفاقی خواهد افتاد و چه خواهد شد، فقط امیدوارم هر اتفاقی که می افتد به نفع ملت ایران باشد و به سربلندی ملت ایران ختم شود.
میخواهم بر این نکته تاکید کنم که نه دولت احمدی نژاد را به رسمیت می شناسیم و نه پشت پرده سازش می کنیم.
با بازداشت های گسترده ای که موج دوم آن بعد از روز عاشورا آغاز شد، به نظر میرسد فضا بسته تر از سابق شده و از طرف دیگر شامل کسانی شده که به انقلاب خدمات زیادی کرده اند.
به نظرتان این بازداشت ها تاثیری در حرکت مردمی خواهد داشت؟ این بازداشت ها کار بسیار غلط و اشتباهی است که متاسفانه همچنان هم ادامه دارد. بازداشت کسانی که حرفهای آزادیخواهانه میزنند و از حقوق مردم سخن می گویند هیچ محمل قانونی ندارد.
باید توجه داشت که آرمان های آزادیخواهانه، دموکراسی طلبی، قانون گرایی و مردمسالاری دینی، پایه های خواسته های مردم است که "رای" نیز در درون همان قرار میگیرد؛ دستگیری ها که چه مردم عادی و چه شخصیت های سیاسی و مطبوعاتی و... را در بر می گیرد، محمل درست و قانونی ندارد.
بازداشت شخصی مثل دکتر بهشتی که سمبل همه حق طلبی ها و اندیشمندی های جنبش و یک دلسوز دانشگاهی است چه فایده ای برای آقایان دارد؟
منظورم فقط شخص دکتر بهشتی نیست بلکه او را به عنوان سمبلی از عزیزان دربند می گویم که به خاطر آرمان های بلند و انسانی شان بازداشت شده اند.
من همچنین می خواهم مساله زنان را به طور اخص مطرح و تاکید کنم که بازداشت شیرزنان فهیم و آگاه ایرانی، ضربه بزرگی به حیثیت جمهوری اسلامی میزند.
زنانی که باید دراجتماع و دانشگاهها مشغول کار باشند اکنون در کنج زندان ها هستند و این موضوع سرافکندگی عظیمی در سطح ایران و جهان برای جمهوری اسلامی به دنبال دارد.
آیا این بازداشت ها و بگیر و ببندها تاثیری در حرکت مردم و جنبش سبز خواهد داشت؟ این دستگیری ها هیچ گونه تاثیری در خواست و حرکت مردم ندارد؛ مردم به شدت آگاه هستند و با شعور بالای سیاسی، مطالبات خود را پی گیری میکنند.
اکنون این مردم هستند که پیشروی روشنفکران هستند، حتی روشنفکران ما به دنبال مردم حرکت می کنند. خانم رهنورد تعداد زیادی از نزدیکان شما و همسرتان بازداشت شده اند؛برادرتان دوبار بازداشت شده و خواهرزاده آقای موسوی نیز به شهادت رسیده اند.
این مسائل چه تاثیری در زندگی شخصی و خانوادگی شما داشته است؟
ما با جنبش سبز نفس می کشیم و زندگی می کنیم؛ خود من همیشه از سوی جریان های محافظه کار و واپس گرا سرکوب شده ام اما اندیشه هایم را مطرح کرده ام.
متاسفانه فشارهایشان بر زنان آزادیخواه و من متمرکز شده و با اهانت ها و حاشیه سازی هایی که تازگی نیز ندارد و از سالها قبل جریان داشته، سعی در سرکوب ما داشته اند، اما اکنون دیگر حیا را خورده و آبرو را تف کرده اند.
زمانی کتاب هایم را اجازه انتشار نمیدادند و کاری کردند که من زندگی کاری و اجتماعی ام را فقط در دانشگاه گذاشتم اما فشارها ادامه داشت.
حالا شدید تر شده؛ هدف آنها این است که من وجود نداشته باشم، نفس نکشم و نباشم.
حتی زندگی عاشقانه ما را نیز بر نمی تابند و سعی کردند حاشیه ها به وجود آورند اما همگان میدانند ما چه نوع زندگی ای داریم و این فشارها و تهدیدها، هیچ تاثیری در روند زندگی و فعالیت ها و آرمان های ما ندارد. بیشتر میخواهم بدانم چه فضایی بر خانواده و فامیل و نزدیکان شما که این همه هزینه داده و میدهند حاکم است؟
آیا این هزینه ها تاثیری در رابطه آنها با آقای موسوی داشته است؟
این هزینه ها به خاطر آقای موسوی نیست بلکه به خاطر جنبش سبز است؛ ما فرد گرا نیستیم و فردگرایی نداریم و خانواده و فامیل ما نیز جدا از مردمی که هزینه میدهند نیستند.
برادر من یک شخصیت کاملا علمی و متخصص است و هیچ نوع فعالیت سیاسی ندارد اما همچون سایر مردم هزینه میدهد.
ما سینه مان را سپر کرده ایم و آماده برای هرگونه تیر و حمله و تروری هستیم.
خانم رهنورد خود شما نیز تاکنون سه بار مورد حمله قرار گرفته اید؛ گفته می شد افرادی که به شما حمله کردند از "خواهران بسیجی" بودند.
ممکن است توضیح دهید اصل قضیه چه بود؟ من نمی توانم با اطمینان بگویم که بسیجی بوده اند اما می گویم که ماموریت داشته اندو از یک روز قبل از 16 آذر تا 18 آذر من در ناامنی شدید قرار داشتم.
به طور مداوم تعقیب ام میکردند و یک بار سرم ریختند و بارها با حرفهای بسیار زشتی اهانت کردند.
یکبار که حراست دانشگاه مرا به ماشین منتقل کرد تا از محل دور شوم، یک موتورسوار دستش را داخل ماشین کرد و گاز فلفل زد که به شدت حالم بد شد و مدتی مریض بودم و خونریزی کلیه داشتم.
روزهای دیگر نیز حراست دانشگاه مراقبت میکرد. آن 4 روز تا 18 آذر یا توهین میکردند و یا حمله فیزیکی میکردند و هیچ گونه امنیتی نداشتم اما بعد از 18 آذر دست برداشتند و فعلا که خبری نیست.
شما نمی ترسید از اینکه یکباره حادثه ای برایتان به وجود آورند؟
آیا پیش بینی چنین حوادثی را کرده اید؟
آزادیخواهی و سلحشوری جزو آرمان های من در زندگی بوده و به خاطر همین از مرگ هم هیچ هراسی ندارم
. قبلا گفتم سینه مان را سپر کرده ایم و من به شخصه آماده هرگونه تیر و حمله و تروری هستم.

منبع: روز


دوشنبه ۲۵ ژانویهٔ ۲۰۱۰

باتوای ایرانی ...


باتوای ایرانی می گویم


هرگز از یاد مبرکه تو از کشور شعر وادبی


زاده ی کشور حافظ .سعدی


زاده عشق ومحبت .گرمی


زاده ی نور ومحبت . ..خورشید


زاده ی شور وحرارت...امید


ومبادا که دلت


زین همه سردی شکن


ددر دلت خورشید ی ست


که غروبی نپذیرد هرگز


منتظری را یادآورکه ز آغازباما بود


سخنی دیگر داشت ومداوم میگفت



:دل زهمبستگی خویش نباید کندن


زدل هموطن وهمسایه


زدل باهنر ایرانی...واز همه دلهائی


که زآوای محبت پربودو


بخود باید گفت


افتخاریست بلندخوب بودن چو یک ایرانی


سبز چون سبز ندا


سفید چون مردمان سبز صلح دوست


سرخ چون سرخی آن شهدا سبز


این سه رنگی که ترا سمبل ایـــران بوده ست


پـرچـم مهر و محبـت ...


امیـد مظـهر عشق و صداقت...


خـورشید!


بادل همرنگی که در22 بهمن داریم......

دستهایمان می گویند 22 بهمن روز پیروزیست


هردو دست خود را به علامت پیروزی گرفته و کنار هم قرار دهید. چه می بینید؟ عدد 22
22 بهمن قطعا روز پیروزی ماست

22 بهمن سراسر ایران سبز خواهد شد..

یکشنبه ۲۴ ژانویهٔ ۲۰۱۰

چشم به یاری تو دارم ای هم وطن


آ خرین راه

بسیار آرام آمدم
شاید.. حتی.. پاورچین
آنقدر آرام که سایه ام نیز
احتیاط میکرد... مبادا...
..آه..!!!
گذر ازاین کوچه ها... اما...
آنــگونـه کــه مــی پنــداشتم
آسـان نبــود
می ترســـیدم
از دیــدن ودیــده شدن
از دوبــاره ... بر لبــی بودن
در نـــگاهــی جــستجو شــدن
وباز دلشــکسته پـای پـس کشیـدن ورفـتن
آرام ...آرامــتر از...صـــدای قـــلبم
آرامتـر از طپش های درون سینه ام حتی
آرامـــتر آمــدم
وهــمینگونه آرام نیــز ...خـواهم رفــت
مـــرا... دیــگر نـــخواهــی دیــد
کــلامـی زمـن دیگر... نـخواهـی شـــنید
وشـــا یــد گاه قـــلم
بـاز بـــگرید... ونــاله ای برخـــیزد
ازســـوزش نـوک قـــلم
بــر واژه های.. دلشـــکسته ام
و از اشـــکهای دردآگـــین شــبانه ام
ردپــائی بــماند در شــعرم
در آغــوش تـــنهائی
در آشـــیانه شـــعر
در آغـــوش شـــعر
یا درکـــوچــه بــاغ هــای تـــرانــه ام
ودر کنج خلوت شعرم
عطر... دلتنـــگی بپــاشـــد
دیگر آرام خواهم گرفت..اگرچه بغض در گلــو
آه در ســـینه... تـــنهای تــنها
در دلشـــکستگی ی شـــیداوش روحـــم
که در هــزاربــاره گی زنــدگیــم...
شـــکست آری شـــکست....
بــی هــیچ گنــاهی ...امـــا
امــا...زیــن پــس.. مــرا نخواهـی دیــد
نـه تــو...نــه او...نـه هـــیچکس
تـــعجب نــکن
حـــتی اگـــر تــرا نــیز
صـــدا نکــنم...یــا چشــم بــرتـــو ببنـــدم
و خـــلــوتم را... زار بگـــریم
د یــگر جــز شـــعر... ازمن ... هیچ نمانده اســت
نه حتی در آشیانه هایم!!!
اما...مــن
هـــمیشه در ســکوت مــــیروم
مـــن آخـــر ..از بـــدرود بیـــزارم
از خــدا حــافظ گـــفتن ها... در رنــجم
...
بـــسیار.. آخـــرگـــفته ام: بــــدرود
تــوان بــاردیــگر گـــفتنم نیـــست
نــه دیـــگر بــاتــو...نــه
دیـــگر بــس اســـت ...مـــرا
ســـلامی آغـــاز نمــیکنم دیـــگر
کــه بــدرودی... در پــی داشــته بـاشــد
امــا بـرای تــو.... بــرای او
وبــرای هـــمه
در دل هـــزار هـــزار آرزوی خـــوب را
آرزو میــــکنــم
آه... آمـــدم ...به آرامـــی
میــروم دگـــربار... آهســــته
ودیگر نــخواهـــم خـــواند... حــتی زیــر لـــب
*هـــمسفر ..آهســـته تر.. ازکـــنار مـــن گـــذر
*راه تـــو.. راه مـــن اســت.. بــی تـــو کـُُـو
یـک هــمسفر
*هـــمسفر ایــن راه مـــا ..
*..راه عـــشق است و صـــفا
بـــردی از یـــاد مــــگر؟؟؟
تــــو وفـــای عـــشق مـــا؟
....
این اما شــــعری بـــود
در ... روزگـــاری...
کـه بـایــد فـرامــوشـش کنــم
در دوبــاره گـــی... شکـــستن
نـــه... دیــگر نــمیخوانم ...
...نمــی تــوانـم...نمــی تــوانـم!!!
زیــن پـــس اما
زنــدگانـــیت خـــوش بــاد
کـــه مـــیدانـــم زین پس ...هـــــمیشه
هـــزار خــاطــره را با دل مــی کشـــم
با روح مـــی بـــرم
و در خــــود مــــیمـــیرم
نمیــــگویـــمت: بــامـــید دیــــدار
کــه دیــداری نــخواهــد بــود
نمیــگویــم ونه حتی
تا بـــعد....وآه
چــه بــی ثــمر بــود ایـــن گــذر
چــه پُـــر اثـر بـــر مـــن
فـــقط بــه فـــقط ..مـــیگویـــم تــرا
شـــاد باشـــی وخــوشبـــخت
کــامـــران باشـــی و در امــان خـــــدا
یــادت هـــمراه دلــم مـــیماند
در راه...راه ِ رفـــــتن
یـــاد تــــو...تـــو ..و حــــتی تـــو


ای یار من آیا من را در 22 بهمن یاری میکنی....